اورامانات, داروینیسم کالبدی و مواجه تعاملی با بافت

مقدمه:

به طور کلی یک ساختمان باید برای مقابله و مقاومت در برابر نیرو های حاصل ازعناصر وعوامل آب وهوایی نظیر افت و خیزهای درجه حرارت،تغییرات رطوبت،بارش باران وبرف سنگین ویخبندان،نیرو های باد وفشار طراحی شود در نتیجه عوامل زیر در برنامه ریزی وطراحی یک ساختمان باید در نظرگرفته شود:

۱-نور و روشنایی فضای داخلی ساختمان

۲-تعادل حرارتی داخل ساختمان

۳-موقعیت و محل بنا در برابرباران،برف ویخبندان

۴-شکل بنا در رابطه با دفع یا کاهش نیروی تخریبی باد

معماری واقلیم، پیوندشان بیشتر به رابطه نوزاد وآغوش می ماند، یا نسبت هر رستنی با خاک ، حریم امن وبستر بالیدن. با بستگی های تکامل آفرین؛ الهام بخش والبته ، نه محیط زا در این معنا، آغوش، خاک واقلیم ، رابط حیات وسرزندگی ونبودشان نمود میرایی است .

تجربیات معماری بومی در پهنه جهان وآروین های آن در معماری ایران زمین نیز  خود گواه تاکیدی بر اندیشه ی فرم زایی ملاحظات اقلیمی در معماری است تاعاملی بر محدودیت آن یا اسارت معمارباشذ..
میزان متفاوت وترکیب گوناگون عوامل اقلیمی که خود ناشی از تفاوت موقعیت جغرافیای مناطق مختلف است، حوزه های اقلیمی متفاوتی در جهان پدید آورده که هریک ویژگی های خاصی دارد. محیط زیست ، شهرها وحتی بناهای مربوط به این حوزه های اقلیمی، ویژگیهای خاصی متناسب با شرایط اقلیمی خود به دست آوردند

کلیات آب و هوایی مناطق کوهستانی

کوهستان های غربی که دامنه های غربی رشته کوههای فلات مرکزی ایران و سراسر کوههای زاگرس را در بر می گیرد از مناطق سردسیر کشور به شمار می آیند .

اورامان شامل قسمت شمال غربی استان کرمانشاه وجنوب غربی استان کردستان وقسمت هایی از خاک عراق می باشد.

کلیات آب و هوایی این منطقه به شرح زیر می باشد :

  • سرمای شدید در زمستان و هوای معتدل در تابستان
  • اختلاف بسیار زیاد درجه حرارت هوا بین دمای شب وروز
  • بارش برف سنگین
  • رطوبت کم هوا

در این نواحی ، میزان بارندگی در تابستان کم و در زمستان زیاد است و بیشتر به صورت ریزش برف می باشد . برف های پیاپی بیشتر قله ها را می پوشاند . در ارتفاعات بالای ۳۰۰۰ متر همواره برف وجود دارد و این کوهستان ها سرچشمه رودخانه ها و قنات ها در کشور محسوب می شوند .

نحوه استقرار وجهت یابی بناها

اکثر روستاها در طرفین دره ای کم عرض با شیب عمومی بالای ۵۰% واقع شده اند. جهت عمده ساختمان ها رو به سمت جنوب و جنوب شرقی بوده تا بیش ترین بهره ممکن از تابش آفتاب میسر باشد. در بسیاری از موارد در یک سمت دره خانه های مسکونی و در سمت دیگر، زمین های محدودی که به باغ داری اختصاص یافته، مستقر می باشند.

معمولا استقرارروستاها در پایین دره ها نادرست است.زیرا اولٱ خطر سیل خیزی ودر نتیجه نابودی روستاها وجوددارد وثانیٱ نفوذهوای سردسنگین به دره ها باعث افزایش شدت سرما به هنگام شب خواهد شد.

استتقرار در بالای کوه نیز اشتباه است به علت فزونی نا همواری های زمین وشدت باد در بالای کوه و عدم دسترسی به منابع آبی که درقسمت های پایین جاری هستند.

پلان و بافت بناها

بناها دارای پلان و بافت متراکم می باشند . فرم بنا باید به گونه ای باشد که سطح تماس آن را با سرمای خارج کمتر نماید تا حرارت کمتری از درون به بیرون انتقال یابد . لذا از احجامی نظیر مکعب یا مکعب مستطیل استفاده می نمایند تا نسبت سطح خارجی بنا به حجم داخلی آن کاهش یابد و آن را در حداقل ممکن نگه دارد .

ساختمان ها بین ۲۰ درجه به طرف غرب و ۴۵ درجه به سمت شرق و در سایه باد یکدیگر و خارج از سایه آفتاب هم ، در محور شمالی – جنوبی مستقر می شوند.

بعضی ازخانه ها دارای حیاط بوده ولی نه به صورت مرکزی ودر آنها ازدرختان خزان پذیر استفاده شده که مزیت آن سایه در تابستان و نور در زمستان است.

تیپولوژی عمومی مسکن

عملکردگرائی براساس نیاز از مهم ترین ویژگی های این مجموعه محسوب می شود. به دلیل این که، بستر کافی جهت احداث خانه وجود ندارد و هم چنین محدودیت در توسعه روستاها، اکثر منازل در طبقات احداث شده و به طرز ماهرانه ای تعادل این مجموعه ها حفظ شده است که به معماری پلکانی معروف است وآن را هزار ماسوله هم می نامند .ارتباط قابل توجه هر خانه با خانه های پیرامون، بالاخص بخش بالائی و پائینی، در نهایت به استحکام روابط اجتماعی در این روستاها انجامیده است.تمامی خانه ها به هم پیوسته ودرنهایت پیکره واحدی را تشکیل می دهد.

نوع مصالح

مصالح مورد استفاده در ابنیه سنتی در این منطقه مانند سایر حوزه های اقلیمی از مصالح موجود در آن اقلیم است. این مصالح باید از ظرفیت و مقاومت حرارتی خوبی برخوردار باشند تا گرمای بنا را در فضای داخلی آن حفظ نماید . لذا بدنه این ابنیه از سنگ ( یا چوب ، ملات کاهگل ، خشت و آجر ) و پوشش سقف و بام از تیر های چوبی و کاهگل می باشد . از سنگ و مصالح مقاوم و سنگین برای برای پی سازی بنا استفاده می کنند و در برخی نقاط ، کرسی چینی با مصالح سنگین جهت جلو گیری از رطوبت به کار می رود ، هر چند ابنیه این مناطق ، به طور کلی ، بر روی زمین بنا می شوند . سنگ مورد نیاز برای ساخت خانه ها از کوه ها همان منطقه وبه صورت دستی تأمین می شود.

مراحل ساخت بنا

جهت احداث بنا، ابتدا مکان مورد نظر، مشخص شده و سپس بستر لازم به اندازه حدودی نیم متر کنده می شود. آنگاه با استفاده از سنگ پی خانه را پر نموده و در مرحله بعدی دیوارهای مختلف را تا دو متر بالا می آورند. پس از آن در فواصل مختلف دیوار، تخته هائی از جنس چوب درختان توت، گردو یا چنار قرار داده شده و دیوار چینی ادامه پیدا می کند. این تخته ها مانع از ایجاد فشار بسیار شدید بر بدنه های سنگی دیوار می شود. ضمن این که چنانچه ترکی به دلیل نیروهای رانشی و یا نشست موضعی در بدنه دیوار ایجاد شود: این ترک سرتاسرری نبوده و در محل استقرار لایه های چوب متوقف می شود. پس از اتمام ساخت دیوار، تیرهای چوبی بر عرض دیوارها قرار داده شده و روی این تیرها تخته کوبی می شود. پیش از شفته ریزی روی تخته را با گونی یا قطعات ریزدانه سنگ پوشش داده و در مرحله بعدی شفته ریزی بر روی تخته ها انجام می شود. پس از این مرحله با استفاده از سنگ های مدور (بام غلتان)، سطح بام را مسطح نموده و در آخرین مرحله روی بام کاملاً با کاهگل پوشیده شده و مجدداً مسطح می شود. سقف برخی از فضاها نظیر مطبخ یا محل پخت نان دارای سوراخ مدوری است که به نوعی یادآور گنبدهای معماری کویری ایرانی می باشد.دیوارها از داخل با گل، کاه گل و گل سفید، اندود می شود. با توجه به بافت شیبدار منطقه، در عمده خانه ها بدنه کوه به عنوان یکی از جداره های مسکن عمل نموده و از داخل نیز منظره زیبائی را پدید آورده است.امروزه نیز با استفاده از مصالح جدید ساختمانی، معماران این مناطق، با ترکیب استادانه ای، تیرها و ستون های فلزی را در ساخته های خود همراه با مصالح سنتی به کار می برند.

دیوارچینی به دو صورت انجام می شود: خشکه چینی و استفاده از ملات گل و یا کاهگل

فرم بناها

فرم بنا در جهت مقابله با سرمای شدید طراحی و اجرا می شود. در اکثر نمونه های این منطقه، خانه ها در دو طبقه احداث شده اندو در بسیاری از موارد طبقه همکف به محل نگهداری احشام،انبار،آشپزخانه و سرویس های بهداشتی اختصاص دارد.

اما خصوصیات کلی فرم بنا:

۱-اتاق های کوچک با ارتفاع کم

در نواحی سرد و برفی ، باید از ایجاد اتاق ها و فضاهای بزرگ داخل بنا اجتناب نمود چرا که با افزایش سطح تماس آنها با فضای سرد بیرونی ، گرم کردن این فضای وسیع مشکل خواهد بود.بنابراین در این مناطق سقف اتاق ها را پائین تر از اتاق های مشابه در سایر حوزه های اقلیمی در نظر می گیرند تا حجم اتاق کاهش یابد و سطح خارجی نسبت به حجم بنا حداقل گردد.

۲-دیوارهای قطور

قطر زیاد دیوارها نیز به نوبه خود از تبادل حرارتی بین فضای داخلی بنا و محیط بیرونی ساختمان جلوگیری می کند . معیارهای معماری اقلیم سرد و کوهستانی و گرم و خشک تقریبا مشابه است و تنها تفاوت آنها در منابع حرارت دهنده می باشد که در اقلیم گرم و خشک این منبع از سمت بیرونی بنا و در اقلیم سرد از سمت داخل فضا می باشد . لذا باید در این اقلیم به کمک مصالح بنایی قطر دیوارها را زیاد نمود تا این جداره بتواند به عنوان منبع ذخیره حرارت داخل بنا عمل نماید .دیوارهای قطور ، گرما و حرارت تابش آفتاب روزانه را در طول شب حفظ و به تعدیل دمای داخل ساختمان کمک می نماید.

۳-بازشوهای نسبتٱ کوچک

به منظور جلوگیری از ایجاد سوز در داخل و خروج حرارت داخلی به خارج ساختمان ، میزان تعویض هوای هوای داخل وتهویه طبیعی را باید به حداقل ممکن رساند .در این مناطق برای جلو گیری از تبادل حرارتی بین داخل و خارج بنا از بازشوهای کوچک و به تعداد کم استفاده می کنند . در صورت بزرگ بودن پنجره ها ، استفاده از سایبان الزامی است . بازشوها در ضلع جنوبی برای استفاده هر چه بیشتر از تابش آفتاب ، بزرگتر و کشیده تر انتخاب می شوند . همچنین از استقرار بازشوها در جهت بادهای سرد باید اجتناب نمود.

۴-بام های مسطح

بام مسطح۳برابر بام های شیب دار وگنبدی نور ودر نتیجه انرژی دریافت می کندو درنتیجه گرمای بیشتری را به محیط داخل می دهد.همچنین با نگهداری برف بر روی بام ازآن به عنوان عایق حرارتی در مقابل سرمای زیاد هوای خارج که چندین درجه کمتر از درجه حرارت برف است استفاده می شود.

در صورت کاهگلی بودن پوشش بام ، قدرت آن در برابر رطوبت و باران و به ویژه برف بسیار تضعیف خواهد شد . چرا که آب ناشی از ذوب تدریجی برف وارد سقف کاهگل می گردد و بنا مرطوب و نم دار می گردد . به همین دلیل به محض بارش برف ، آن را از روی چنین بامی پارو می کنند و با غلتکی سنگی و کوچک ، بام را دوباره غلتک می کشند تا پوشش کاهگلی آن مجددا متراکم و سوراخ های ایجاد شده در اثر نفوذ آب مسدود گردند .

بافت شهری

به منظور جلوگیری از اتلاف حرارتی و کوران هوا ، بنا ها به صورت متراکم و فشرده و متصل و در کنار هم ساخته می شوند تا سطح تماس فضاهای گرم مسکونی با محیط سرد خارج کاهش یابد . همچنین بنا ها طوری کنار هم قرار می گیرند که یکدیگر را محصور نمایند و فضاهای شهری تا حد امکان کوچک شوند تا نفوذ جریان باد سرد به داخل فضاهای شهری کم گردد و تابش حرارت از سطح خارجی دیوارهای گرم ابنیه به فضاهای کوچک و محصور شهری ، هوای سرد آنها را تعدیل نماید .

ویژگی های بافت شهری و روستایی در این اقلیم عبارتند از :

  1. بافت متراکم و فشرده
  2. فضاهای کوچک و محصور
  3. بهره گیری از جهات آفتاب و زمین ( به عنوان عوامل تعیین کننده ی جهت استقرار و گسترش شهر و روستا و سیمای آنها )
  4. معابر باریک به موازات خط تراز زمین

مسیرهای حرکتی

بافت روستا کاملاً از شیب عمومی تبعیت کرده و عمدهٔ مسیرهای حرکتی براساس جهت و به صورت لایه های موازی و شبکه های عمومی در هم تنیده شده درون روستا به وجود آمده است.کوچه ها در کمرکش کوه قرار گرفته و معمولاً یک معبر اصلی با بیشترین عرض به عنوان محور عمده حرکتی، طرفین روستا را به یکدیگر متصل می کند. کوچه های دیگری نیز به موازات آن در بافت روستا مسیرهای فرعی را تشکیل داده و همگی تابع شیب غالب هستند. به تناسب کشیدگی عرضی روستا، و درجه شیب، تعدادی معبر عمودی، ارتباطات در بالا و پائین روستا را برقرار کرده اند. نکته حائز اهمیت در این مورد، بخش هائی از معابر هستند که از زیر فضاهای مسکونی عبور می کنند(دالان در زبان محلی)و به نوعی ساباط در معماری مناطق کویری و روستای ابیانه را تداعی می کنند.

مرکزگرایی

به دلیل صعب العبور بودن ناحیه، نداشتن زمین و منطقه وسیع تخت، کشیدگی روستا، مرتفع بودن و بافت عمومی، مرکز به صورت خطی سازماندهی شده و در برخی از روستاهای بزرگ تر دارای بیش از یک مرکز هستند.عرض این مرکز که معمولاً در امتداد معبر اصلی قرار دارد؛ اندکی بیش تر بوده و با حداقل خدمات، محل تجمعات مردم ساکن در روستا نیز می باشد. دسترسی سخت و مشکل از نواحی مختلف به روستا به یک مرکز خاص باعث پراکندگی خدمات در امتداد معبر اصلی شده و بدین ترتیب چندین مرکز با حداقل خدمات مورد نیاز ساکنان، به وجود می آید

ویژگی های معاری اورامان و تطبیق با معماری ارگانیک:

به دلیل ساختار عملکردگرایانه و همگامی با طبیعت در معماری مناطق اورامان، در این بخش یکی از مشهورترین سبک های معماری بین المللی در دوره مدرنیسم (معماری ارگانیک) به عنوان الگوی نمونه ای برای تبیین اصول معماری در این منطقه مورد بررسی قرار می گیرد.لفظ معماری ارگانیک بیشتر به آثار معماران برجسته ای نظیر فرانک لوید رایت اطلاق می شود. زیگفرید گیدئون مؤلف کتاب مشهور فضا، زمان و معماری معتقد بود که رایت توانائی بیان و توصیف معماری ارگانیک را نداشت اما با آثار خود هم چون خانه آبشار معماری طبیعت گرایانه را عرضه کرد.برای بسیاری از نظریه پردازان معماری مدرن که به دنبال تعبیری معمارانه از زیبائی بودند، طبیعت فلسفه مهم تلقی می شد. معماری می بایست ترکیبی را به وجود می آورد که به موازات طبیعت باشد و چرخه حیات، رشد و توسعه را به صورت انتزاعی نشان دهد.در آثار معمارانی نظیر لوئی سالیوان و فرانک لوید رایت، معماری ارگانیک به بارزترین شکل ممکن و در تک بناها به نمایش درآمده است. این نظریه یا سبک معماری امیدی را به وجود می آورد که در صورت تحقیق و پژوهش کامل در خصوص معماری منطقه غرب کشور به تعریف یک معماری مؤلف و تبیین اصول منطبق با آن، در این منطقه دست یافت. در زمان اوج معماری ارگانیک نظریه پردازان مشهور در خصوص ارتباط معماری و طبیعت موارد متعددی را بیان کردند. فردریش ویلهم شیلینگ (یکی از بنیانگذاران فلسفه رمانتیک)، معتقد بود که طبیعت جزئی از خود انسان است و بین انسان و طبیعت جدائی نیست.در این جا به هیچ عنوان هدف از نام بردن معماری ارگانیک اطلاق این سبک به معماری غرب ایران نیست؛ چرا که اصولاً بستر این نوع معماری با یکدیگر تفاوت داشته و معماری ارگانیک در ساختار مشخص و کاملاً تعریف شده ای قرار دارد. فقط این نکته حائز اهمیت است که با توجه به ساختار طبیعت گرایانه معماری مورد نظر، می توان اصولی را در لابلای معماری مناطقی نظیر اورامان یافت و آنها را بسط و گسترش داد.

برخی از این ویژگی های مشترک

۱-حداقل دخالت در محیط طبیعی: ساخت و ساز در معماری منطقه اورامان با کم ترین لطمه به طبیعت شکل گرفته و تمامی ساختمان ها منطبق با شیب و توپوگرافی ساخته شده اند.

۲-تلفیق ساختمان با محیط طبیعی به گونه ای که مکمل یکدیگر باشند:

نگاهی به سایت پلان اکثر مناطق کوهستانی و حتی شهرهای بزرگ در این ناحیه نظیر سنندج (مرکز استان کردستان)، به وضوح تلفیق ساختمان با محاط پیرامون را نشان می دهد.

۳-تلفیق فضای داخل و خارج: بالکن ها و تراس هائی که با مهارت فراوان ساخته شده اند؛ به نوعی فضای داخل و خارج را به یکدیگر مرتبط ساخته اند. از سوی دیگر بخش های پشتی خانه ها کاملاً درون کوه قرار گرفته و در بسیاری از فضاها، آخرین جداره، همان بستر طبیعی صخره و کوه است.

۴-استفاده از مصالح طبیعی: همان اصلی که مرحوم پیرنیا تحت عنوان خودبسندگی از آن یاد کرده است، در معماری این مناطق قابل مشاهده می باشد. استفاده از سنگ و چوب که برگرفته از بستر طبیعی منطقه هستند این اصل را نیز در این جا تأیید می کند

نتیجه گیری:

بطور کلی می توان نتیجه گرفت که نحوه ی اسقرار بافت مسکونی دراورامان(کلٱ مناطق کوهستانی )در مکانهایی ساخته می شوند که باد گیر نباشند و دسترسی به آب آسان و از نظر استراتژی منطقه ای امنیت داشته باشند ، ویژگی های این بافت شهری و روستایی در این مناطق متراکم و فشرده است در فضاهای کوچک و محصور ساخته می شوند ، همچنین  جهت گیری بنا در  این مناطق   رو به نور جنوب است .

نظم و ترتیب بناها طوری است که کوچه ها غربی شرقی تعریف می شوند برای اینکه بادهای غالب منطقه غربی هستند تا باد بدون نفوذ به داخل ساختمان از کوچه ها عبور کنند ، در بافت شهرها ی دامنه ای  ای باید خیابان ها ومعابرعمومی عمودبرسطح های شیب دارساخته شوندتا آب روان وسیل حاصل ازبارندگی بکاهد  و دارای معابر باریک به موازات خط تراز زمین هستند ، برای محوطه سازی از درختان خزان پذیر ساخت حیاطهای مرکزی و حوضهایی در داخل حیاط استفاده می شود ، مصالح استفاده شده در بناهای این مناطق مانند سایر حوزه های اقلیمی از مصالح موجود در این اقلیم است مانند خشت ، آجر ، سنگ ، (ملات کاهگل ) وغیره می باشد .

فرم کلی ساخت در این مناطق طوری است که بنا ها دارای بام های مسطح ، دیوارهای قطور ، بازشو های کوچک ،ارتفاع کم و اتاقهای کوچک هستند وهمچنین  دو طبقه بودن و وجود  زیر زمین در بناهای این مناطق به صورت فراوان کاربرد دارد

منابع و مؤاخذ:

نگاهی به جاذبه های گردشگری اورامان(دکتر برهان ولدبیگی)

مسکن و محیط روستا

جغرافیای پاوه و اورامانات

طراحی اقلیمی(ترجمه وحید قبادیان)

معماری همساز با اقلیم(امین عسگری نژاذ)

کتاب سبک شناسی معماری ایران

ثبت سفارش محصولات

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *