معماری و رکود اقتصادی؛ گذر از نگاه فاوستی به جهان و بازگشت به عقل سلیم

حدودا شش سال پیش مقاله ای نوشتم در مورد معمار مکزیکی انریکه نورتِن[i]. نورتن[ii] ـ که به سبب کارهایش عمیقا مورد تحسین من است ـ را تحت شمول سنت عقل باور مدرنیسم صورت بندی کردم. اما در همان مقاله بر قوام برخی کارهای متاخرترش ـ که احتمالا تحت تاثیر فشارهای فزاینده [بازار] برای تولید ساختمان های نامتعارف و غریب الشمایل طراحی شده اند ـ اثارش را بیشتر شبیه و هم رده اثار معماران ضد عقل باور اکسپرسیونیستی ای همچون [دانیل] لیبسکیند، [زاها]حدید و [تام] مـِـیـْـن خواندم. در همان مقاله نوشتم “این شرم اور است اگر نورتن به این راه کشیده شود”، راهی که به گمان من” اغراق امیز و غیر واقعی بودنش بر سیاق متصلب و کاملا عقلانی مدرنیسم مینیمال مد نظرش سنگینی خواهد کرد و او را از این سبک دور خواهد نمود”، به هر رو او از راه به در شد و تسلیم فشارها گردید، طی دو سال و نیم اخیر او تعدادی اسمان خراش پر از خمش و پیچش طراحی کرد که به سختی می توانستیم در ان ها ردپای شوخ طبعیِ ضدِ عقل باور را نادیده بگیریم، خوشبختانه هیچ کدام به مرحله اجرا نرسیدند؛ رکود بزرگ کار خود را کرد.

مبالغه در تاثیر منفی رکود اقتصادی بر حرفه معماری تقریبا محال است، برای یک بساز و بفروش یا یک سازمان که با یک بازار ضعیف یا یک پتانسیل رو به افول تجاری مواجه است، ساده ترین کار این است که گوشی را بردارد حداقل پروژه هایی که هنوز روی کاغذند را لغو کند، حتی اگر پروژه در حال ساخت هم باشد، همچنان وقت برای توقف فرایند ساخت و ساز داریم: هتل ۴۹ طبقه ای که نورمن فاستر در لاس وگاس طراحی کرده بود در طبقه ۲۸ ام متوقف شد.طی سال های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹، شاخص داج از موسسه ساخت و ساز مک گراـ هیل، که نمایه ارزیابی فعالیت های ساخت و ساز در ایالات متحده است، از ۱۳۵ واحد به ۸۵ واحد نزول کرد. در نتیجه، دفاتر معماری با افت شدید فعالیت مواجه شدند، غالبا ۵۰ درصد از کارمندان خود را اخراج کردند، در برخی دفاتر این رقم بالاتر از ۵۰ درصد را هم نشان می دهد، دفاتر کوچک فعالیت خود را متوقف کردند و معماران با سابقه کار بالا با بازنشستگی پیش از موعد مواجه شدند. با توجه با جهانی بودن رکود، شرکت های جهانی ای همچون نورتن نیز از مضرات رکود دور نماندند.

ساخت ساز صنعتی چرخه ای و ادواری است، حرفه ی معماری به دوره های تناوبی و طوفانی رشد و سقوط [تجاری و اقتصادی]عادت دارد. البته این سقوط خاص، احتمالا پی ایند دیگری هم خواهد داشت. اخرین رونق بازار ساخت و ساز مصادف شد با از دست دادن ـ و به گمان برخی وانهادن ـ شماری از منش های ذاتی معماری. رونق ساخت و ساز غالبا افراط را تشدید می کند، اما این بار توان مالی فوق العاده بالای سرمایه گذاران، فرهنگ معمارْ سالاری [ان هم با محوریت معمارْ ستاره ها] و طراحی کامپیوترْ مبنا نیز مزید علت شدند تا موجی از ساختمان های عجیب و غریب و متمایز همچون برج های مواج اپارتمانی طراحی شده توسط سانتیاگو کالاتراوا در مالموِ سوئد و مرکز استاتای فرنک گری با ان معماری اخرالزمانی اش در موسسه تکنولوژی ماساچوست، تولید شود. هر چیزی که در گستره خیال می گنجید ساخته شد. معماری عمیقا رقابتی شد و دعوت از چند معمار پیشرو برای ارائه طرح های پیشنهادی شان پیش از اخذ حق العملشان به امری رایج در میان کارفرماها تبدیل شد. فشار ماحصل رقابت بر سر شکست دادن دیگران، معماران را به سمت ارائه طرح های پیشنهادیِ بی نهایت عجیب و غریب تری پیش راند و از ان رو که درک از اصالت عملا در گرو پوشش رسانه ای تدقیق می شد، کارفرما ها به این روند نیز دامن زدند.

نورتن در پاسخ به یکی از پرسش های مطرح شده حین ارائه یک درس گفتار عمومی که اخیرا برگزار شده است، این قسم زیاده روی های معمارانه را سیاقی متعلق به گذشته خوانده است و بر این نکته تاکید گذاشته  که امروز “هم معماران و هم کارفرماها احساس مسئولیت بیشتری می کنند”، بر این روال تغییر در اثار خود وی نیز اشکار شده است. دفتر او احیا شده است و بی نهایت پر کار است: برج مسکونی و الحاقیه های فرهنگی اش در منطقه فرهنگی بی اِی اِم در بروکلین، موزه هنر معاصر تازه به اتمام رسیده در مکزیکوسیتی و مرکز حکومت ایالتی در اکاپـُـلکو در مکزیکوسیتی از جمله این کارها به حساب می ایند. طراحی این ساختمان ها نشان از بازگشت معمار به ریشه هایش دارد. ان ها ساختمان های ساده ای اند که سازمان دهی شان محصول فعالیت هایی است که درونشان اتفاق می افتد و فرم شان بیش از انکه در گرو شکل سازی های دلبخواهی باشد، محصول ساختن [در فهم پدیدارشناسانه اش] است. نورتن با ذکر این نکته که “معماری، گرافیک نیست ” عملا موضعی می گیرد در تضاد با طرح های کامپیوترْ آفریدی که وجه ممیزه اثار بسیاری از معاصرانش می باشد.

به واقع در این جهانِ تازه ی به ظن نورتن مسئولیت پذیر[تر] چه بر سر ضدِ عقل باوران می اید؟ اصولا غالب معماران بر قرار مشاهدات تاریخی محافظه کار و دگم اند و تغییر نظرگاهشان برایشان بی نهایت سخت است ـ فقط کافیست عاقبت ناکام پال رودولف [iii]در دهه ۱۹۷۰ یا اسکیدمور، اونیگز و مریل[iv] در دهه ۸۰۰ را در نظر اوریم. نام های بزرگ سوار بر مرکب شهرتشان اسوده اند مگر در مواقع بحرانی، در این شرایط ان ها در دورافتاده و ناشناخته ترین نقاط دنیا کار می گیرند. به واقع چه کسی حاضر است در شرایط عادی به ترکمنستان برود؟ در این میان بازنده نسل جدیدی از فارغ التحصیلان جوانی خواهند بود که تحت شمول هنرنمایی های وهم الود و سحرامیز طراحی پارامتریک و معماری الگوریتمی تربیت می شوند و در بازار خود را با دنیای کارفرمایان بعضا صاف و ساده مواجه می بینند خواهان نظم، انضباط، خویشتن داری و عقل سلیم؛ یک ترس و لرز به شدت واقعی.

[i] – اشاره دارد به مقاله ای تحت عنوان “تولد یک معمارْ ستاره ـ ایا انریکه نورتِن، فرنک گهْری بعدی خواهد بود؟”، مقاله ای که در اسلیت به چاپ رسیده است و برای مشاده ان می توانید به  http://www.slate.com/slideshows/arts/a-rising-starchitect.html مراجعه فرمایید.

[ii] – معمار مکزیکی متولد ۱۹۵۴، که در سال ۱۹۸۶ دفتر معماری تی ایی ان را بنیان گذاشت.

[iii] – معمار امریکایی ۱۹۱۸-۱۹۹۷

[iv] – اشاره با پایه گذاران شرکت SOM دارد که به سال ۱۹۳۶ در نیویرک شکل گرفت و اکنون به عنوان یکی از بزرگترین شرکت های ساخت و ساز دنیا با مرکزیت شیکاگو مشغول به فعالیت است.

ثبت سفارش محصولات

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *