پنج معمار آمریکای شمالی ـ کِنِت فرمپتُن

در اواخر سال ۲۰۱۰، کِنِت فرمپتُن تولد هشتاد سالگی اش را با کنفرانسی یک روزه در بخش تحصیلات تکمیلی دانشکده معماری دانشگاه کلمبیا جشن گرفت، دانشگاهی که در آن تدریس نیز می کرد. این کنفرانس حقیقتِ ایستادگی در مقابل فرهنگ رایج کالا گرایی و جهانی شدن را بازگو کرد و بر معماری درغالب تکنیک تمرکز داشت . به این منظور، فرمپتُن پنج دفتر را انتخاب کرده و برای صحبت درباره ی آثار و انگیزهای شان دعوت کرد : اِستنلی سایتوویز، بریجیت شیم و هاوارد ساتکلیف، ریک جوی، جان و پاتریشیا پاتکا و استیون هال .

با اجتناب از تمایل رایج به درک معماری به شکل محصولی  مد روز و قابل فروش است که فرمپتُن نیز تصمیم گرفت، تفکر شخصی را در رویه ارائه و پرسپکتیو اثار کانادایی در شرایطی برابر با معماری آمریکایی قرار دهد. فرمپتُن تمایلات مشخصی را برای این انتخاب دنبال می کرد، ولی این واکنش او، از این اندیشه برخاسته است که معنای طراحی محوطه، مصالح، سازه، تکنیک، فضا و نور – برترین مشخصه های محرک برای فرم و فرهنگ معماری – در آثار این پنج دفتر معماری بازنمود مشخص داشته اند.

برای کسانی که با نوشته های فرمپتُن آشنایی دارند، خصوصا با نوشته منطقه گرایی انتقادی : شش مفهوم در باب معماری مقاومت(۱۹۸۲)، انتخاب معماران و موضوعات بی بدیل نباید خیلی هم مایه ی تعجب شان باشد . جا دارد یاد آوری کنم ، منطقه گرایی انتقادی قصد داشت به شکل ارزیابی مجدد اعتبار معماری مدرن در دنیایی ظاهر شود که توانایی همراهی آثار زیان آور سیستم های نا متناسب اقتصادی و سیاسی را ندارد . فرمپتُن صاحب این تفکر است که معماری در غالب تکنیکی انتقادی تنها می تواند با نگهداری و قبول موقعیت یک ” اریِر گارد ” ( حیاط پشتی) به حضور خود ادامه دهد؛ می توان گفت که پروژه مدرنییسم می تواند با نگاهی به عقب به جای پیش رفت به جلو احیا شود .

منطقه گرایی انتقادی، به این نتیجه می رسد که تقلیل گرایی و مثبت گرایی آرمان های روشنفکری – در زمانی که مدرنیسم اشباع شده بود – باید راه را به معماری عملکردیِ ریشه دوانده در سایت و تکنیک ساخت بدهد و شاید بیانی ملموس تر از نگرش مشهور ” فضای نمود انسانی ” است .

این کنفرانس یک روزه اکنون به شکل کتابی درآمده است . نمونه کارهای معماران با توضیحات خودشان، مرهون میراث تئوری فرمپتُن است  و به همان اندازه نیز این کتاب، فرصتی برای براندازکردن تاثیرتئوری منطقه گرایی انتقادیدر کارهای معاصر است .

در این کتاب، بعد از مقاله آغازینِ فرمپتُن، کارها ی پنج معمار را ارائه می دهد و روبه رو شدن با  مجموعه معماری های دقیق و الهام بخش این پنج گروه، خواننده را به وجد می آورد . اگرچه من بسیاری از نقطه نظرات و تمایلاتِ مطرح شده در این مقاله را تصدیق می کنم، اما این کتاب به اندازه کافی پتانسیل دارد که پاسخ این سوال را روشن کند، آیا منطقه گرایی انتقادی به قدر کافی قدرت نقش آفرینی به عنوان دارویی برای تحمیل فرهنگ کالا گرایی و جهانی شدن را دارد . در سمیناری یک روزه بیش از یک موضوع را می توان پوشش داد ولی هم معماری ها و هم این کتاب در مقایسه با وسعت نظر و هدفِ پیام فرمپتُن، بسیارمودبانه به نظر می آیند . چیزی که شاید شرکت کنندگان در این سمینار از آن چشم پوشی کرده باشند این است که استنباط های مهم سیاسی در خلق معماری منطقه گرایی انتقادی وجود دارد .

به طور مثال، اگر معماری را به شکل مهارتی حاصلِ تفکری در زمینه مناسبات کاری و صرفا کوششی در جهت خلق فضایی سرگردان فرض کنیم، اتوماتیک آن را به ارتباطی غیر طبیعی میان تمایلات عمومی و خصوصی هدایت کرده ایم . این موضوع عینا در استنباط های سیاسی وجود دارد که معنیِ منطقه گرایی انتقادی می تواند دیر پا ترین انگاره محسوب شود ولی این کتاب مرا در اشتیاقی برای تبلیغات سیاسی از طریق آثارهنری و پروتستی باقی گذاشت که با تغییر سریع آن به شکل ایده ای برای نسل های آینده تحقق می یابد .

ثبت سفارش محصولات

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *